فیلترگذاری اش را عشق است!

پرده مثل فیلتر می ماند، پرده پوشی مثل فیلترگذاری و پرده دری مثل فیلترشکنی. خانه پرده می خواهد، اینترنت هم گاهی پرده می خواهد، رفتار فرزندان گاهی اوقات حسابی احتیاج به فیلترگذاری دارد، رفتار بزرگترها هم، حتی؛ اصلاً همه محتاج یک فیلتر قوی و کاردرست هستیم، آن هم از جنس مرغوبش که راحت شکسته نشود، برای کارهای غیر خوبی که انجام می دهیم، برای فکر های بدی که گاهی سراغ مان می آید.

اگر به برملا شدنش فکر کنیم، مخ مان سوت می کشد از دست خودمان! واقعاً اگر همه ی آدم ها سر از اعمال و رفتارهای زشت بقیه درمی آوردند چه اتفاقی می افتاد؟ اگر خدا نمی خواست اشتباهات بندگانش را فیلتر گذاری کند و آبروی بندگانش را حفظ نمی کرد، چه می شد؟ فاجعه ای می شد برای خودش! احتمالاً دیگر کسی با کسی دوست نمی شد، همه از یکدیگر به خاطر اشتباهات و گناهان بدشان می آمد، از هم فرار می کردند و هیچ کس دور و بر هیچ کس دیگری باقی نمی ماند؛ آن وقت دنیا خیلی سوت و کور می شد و دوست نداشتنی!

ولی خداییش عجب خدایی داریم. یک جوری پرده پوشی می کند که فکر می کنیم ما را بخشیده است. این همه هوای مان را دارد و حواسمان نیست بعضی وقتها! گاهی یادمان می رود، غفلت می کنیم، تازه پررو هم می شویم و عوض تشکرمان از پرده پوشی اش بیشتر کار زشت می کنیم.

بشکن بشکن است؛ نشکن

تا این جای داستان قاعدتاً باید به این نتیجه رسیده باشیم که همه ی ما با این دسته گل هایی که شبانه روز در ذهن و زبان و رفتار گرامی مان به آب می دهیم، چه نیاز شدیدی داریم به یک فیلتر قوی. فیلترینگ هم که شده ایم به لطف خدا. فقط کمرنگ و پررنگ شدن آن را خودمان تعیین می کنیم. الکی که نیست، قاعده دارد!

اول: در راستای صفات خدا واقع شویم.

ما وقتی دوست نداریم عیب هایمان آشکار شود، باید حواس مان باشد عیب کسی را رو نکنیم که بدجور عیوبمان رو می شود. نمی شود که آدم استاد پرده دری باشد و هرجا که می رود و به هرکس که می رسد، ریز و درشت عیوب دیگران را برملا کند و انتظار هم داشته باشد که خوش و خرم در پرده پوشی خدا به سر ببرد! یادمان که هست خدا هوای بندگانش را حسابی دارد، مخصوصاً اگر از بندگان پاک و صالحش باشد؛ با ستارالعیوب بودنش.

دوم: تنه ی درخت را باید دید نه خس و خاشاک را!

ما که خودمان هم آدم هستیم و خالی از عیب و ایراد نیستیم، چطور می شود که به خودمان جرأت می دهیم برویم دنبال پیدا کردن عیوب بقیه و آبروریزی دوستان مان. گاهی آنقدر دنبال یافتن ایرادات بقیه هستیم که معصوم(ع) می فرماید: «کسی از شما خس را در چشم برادرش ببیند و تنه ی درخت را در چشم خویش ندیده بگیرد!» برای فرار از این بی دقتی هم فرموده اند: «وقتی می خواهی عیوب دیگران را یاد کنی، عیوب خویش را به یاد آور»!

سوم: خطرهایی که در کمین نشسته اند

«هرکس هرزگی شخصی را فاش سازد، همچون آغازگر آن هرزگی است و هرکس مومنی را به خاطر عیب او سرزنش و شماتت کند، نمیرد تا خود گرفتار آن عیب گردد».(تحف العقول)

(روزنامه اصفهان زيبا/ آلاچيق/ 26 فروردين 88)

بعدنوشت:

چهار پنج ماهي مي‌شد مطالب آلاچيقي نگذاشته بودم!